|
چون قلبم شکسته نفس هایم صدای خورده شیشه میدهند
|
|
|
وقتی میخوای داد بزنی اماصدات به جایی نمیرسه وقتی میخوای بگی منم هستم اما.... وقتی یه چیزی شبیه بغض داره خفه ات میکنه وقتی برای رسیدن چیزی که میخوای یه جاده رو میدوی اما تازه میفهمی فقط خودت رو دور زدی وقتی تحمل دردوسختی ها انقدسخت میشه که حتی نمیتونی شونه هاتو بدی بالا و بگی بیخیال وقتی قانون زندگی قانون زیرپاماندنه....... وقتی.........هیچی میگن خداهمیشه یه قدم از تو بالاترهست نه به خاطراینکه خداس به خاطراینکه میخواد دستت رو بگیره خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا جونم نمیخوای دستموبگیری؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
درمان درد من باران نم نم نیس پس تشنه میمانم غرق پریشانی تا آسمان ها را بر من بگریانی..........
(بچه ها شاید دیگه نیام نمیدونم اماتوروخدابرام دعاکنیدبه ارزوی لعنتیم برسم حالم خوش نی برام دعا کنید)
من فقط یه ابجی دارم داداش ندارم امایه پسرعمودارم اندمعرفته هم داداشمه هم پسرعموهم بهترین دوستم(بعدالی) فقط اون ادرس وبم رو داره ازهمه کارای هم خبرداریم .......حال میکنیداین همه اعتماد رو تفلدت مبارک داداشی هرجاکه هستی خوش باشی عزیز کادوتفلدتم گرفتم بیام بهت میدم
+
تاريخ پنجشنبه 1390/10/08ساعت 0:6 نويسنده نفس بریده
عاشق کامپیوتر وزبان انگلیسی هستم تومدرسه بهم میگفتن دیکشنری سال دوم خواستم برم رشته کامپیوتر اما نمیشد کنکور زبان شرکت کنم الکی ریاضی ثبت نام کردم اخرشم رفتم سر کلاس تجربی ها!!!!! بعدیه سال که حس فیزیکیو.. نداشتم تغییر رشته دادم انسانی عاشق فلسفه وادبیات بودم اماعربی حالموبه هم میزداخرشم کنکورزبان دادموالانم دانشگاه و............... حال کردین تو همه رشته هاتخصص دارم به خصوص تو خرابکاری این سیستم من مثه خودم قاط داره یهو غش میکنه منم کفری میشم دوس دارم سرمو بکوبم به دیوار اخه وقتی ویروس نویسی میکنم فقط رو سیستم خودم خرابکاری میکنه واسه کسی سندش نمیکنم که............. از بس من ادم خوبیم..مگه نه خدا؟؟؟؟؟؟ واااااااا خدامیگه نه
قربونش برم امروز زنگید که برگشته دکترا گفتن باید استراحت کنه اخه مچش شکسته کمرشم ضربه دیده اخرشم گف تقصیر منه اینجوری شده گف از بس به تو میفکرم حواسم به خودم نی!! این پسراازبس منطقی کاراشون روتوجیه میکنن من هنگ میکنم
خیلی حس قشنگیه وقتی یکی روکنارت حس میکنی یکی که نمیذاره تنهایی رو حس کنی یکی که زیادی دوسش داری و ارزش این دوس داشتنا روداره یکی که وجودش ارومت میکنه..
دلم تنگ میشود برایت
دوستم بیمارستانه .....براش دعا کنید
دوماه مونده به کنکور انقداینا واسم شرایط فراهم کردن ادم حال میکرد درس بخونه مامی برگش خونه باباش تو کار طلاق بودن... اون همه فشارذهنی حرفای مردم بیخودوبه دردنخور.. کاملادپرس شده بودم دوس داشتم مخم رو بنذارم جلوسگ ..... هرچنداون رشته ای که خواستمو عشقم بودروقبول شدم ومادرم بعدسه ماه برگشت امااون خاطره وروزای لعنتی یه جورای ناجور منو به هم ریخت و داغوون شدم ای خدااااااااااااااااااا....
دنیا را که بغل گرفتیم گفتیم امن است کاری باما ندارد بیدار که شدیم دیدیم که ابستن تمام دردها شده ایم!!!!!!!
سردرگم توکوچه ها سرگردون کاش میشدخداقدیماروبرگردون گذشته هایی که تو زمان حال مرده جوونی که توچشماش یه فردسالخورده واون قربانی منم که حالاتقریبا باختم ازادمای اطرافم اهریمن ساختن ازپدرمادرهیچ خیری وقتی من نبینم انتظارداری دیگران رواهریمن نبینم عشق روازکجاببینم من بادوتاچشم ازپدرمادری که میخوان جدابشن!! به ماکه رسید دنیا دهن باکرد دردو ریخت روسرم و منوبراندازکرد من تودلم ازشماداشتم تصویرباهم تیکه پاره شدم ازاین تصمیم ناحق وقتی دنیااینومیخوادکه مخصوصابسوزم چیکارکنم دلموبانخ سوزن بدوزم این دفه منم که دارم شمارونصیحت میکنم من یه مرده ام که دارم دائماوصیت میکنم یه بارم دنیاروازنگاه من ببینید یه بارم شده پای صدای من بشینید بیایدبه خاطرمن یه راه حل بچینید بیایید دستامونودرکنارهم بگیریم میخوام بدونم شماچه کاری برام کردید بجزاینکه فردای منو خراب کردید نمیخوام برم پی موادوخلاف سنگین ولی بخدایه خط صافه نوارمغزیم نه ناله نه دادوهوارنداره تاثیر منویادتون رفته خیلی حواس پرتید امیدمنوشمانقش براب کردید من دیوانه وار تشنه نوازشم نمیخوام منو دعاکنیدتونمازشب توخواسته ها مو همه نیازهارو دیدی بگوجواب این فرزند بی اذارومیدی بابا توبت منی یعنی تو خودمنی حال میکنم وقتی میبینم دور همیم بدون شما تنهاو دریغ از یه دوست
به خودم میگم که تو اتیش حقیقت بسوز خیلی وقته این سوال توی مغزمه از قدیم چرا رفتیدید توی اون محضر لعنتی چرا سوال که نه کلی عقده تومه که توی شبای تنهایی مثه جغد شومه من یه جوون ضعیفم دلم بی طاقته هنوز چرااینجام وقتی نداشتیدلیاقته منو؟! بالاسرمنم یکی هست ببین منوازخداگرفتید میخوایدبه کی پس بدین به این جماعت گرگ این امانت توست مادراین ثمر بیداری شبا نته خب چقدجلوی دیگران بخوام رازداری کنم چقدمن توی دستای شما پاس کاری شدم چقد ازترس بعد جدایی توهم ببینم دیگران منو به چشم ترحم ببینن منوببین یه بیمارم یه بیتاب یه غریب بچه نیستم واسه گریه هام یه تیتا ب بخری مادرقصه هات بودن واسه مادوای درد اخرش میمردن همه ی ادمای بد باطلاق شما منم میشم ادم بده بیاخوبی کن و بدبودن رویادم نده...... داشتم یه سی دی درمورد شیطان پرستا وعقاید ومراسمشون میدیدم خدایش مراسماشون وحشی بازی بود چون هرچهل روز مراسم قربانی انسان داشتن ویه دخترباکره یا دختربچه های یه خانواده مسیحی رو قربانی میکردن هرچی یاد اون صحنه میفتم لرزم میگیرهههههه خون خواریشون هم حال ادمو به هم میزنه... من واسه هر دین و ایینی احترام قائلم اما این یکی وحشی بازی بود به نظرشما چرا کارشون به اینجا کشیده؟؟؟؟؟ نظرمن اینه که: از بس بعضی از این مبلغان دین اصل کاری رو برای توجیه کثا فت کاری های خودشون تغییر دادن و به زور دینو واعتقادای خرافاتیشون رو به مردم تحمیل کردن اخرشم این شده(انتی دینو مذهب شدن هیچی ازانسانینت هم پاک دورشدن)
امروز یه کیک کاکائویی درست کردم ...کیک نگو ماه البته اگه نمیسوخت خیلی خوشمزه میشد..مگه نه؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
جدی گرفتید؟؟؟کیک من سوخت اگه نمیسوخت شاید یه کمی شبیه این عکس میشد امشب یعنی اخرین شب زندگی
شبی که فکرهایه مزخرف با ذهنم بازی میکردن
و کلمه هایه درهم و برهم رو اعصابم راه میرفتن
که مخم حالش به هم خوردو کلمه هارو بالا اورد
قرص هامثه نقل ونبات تو دستم بودند
مثه اسمارتیز شیرین به نظرمیرسیدن
اما طعمشون شایداز زهر هم بدتر بود
با شنیدن صدایه لیز خوردنشون
انگارتو گوشم لالایی مرگ میخوندن
چشام سیاهی میرفت
اروم اروم چشامو بستم.....
اون شب با احتیاط ریسک کردم ومرگ رو بوسیدم
جالب این جاست که قرص های وحشی فلجم نکردن....
50تا قرص هم نتونست منو از شراین زندگی
شایدم زندگی رو از شرمن کم کنه...
اینم از اخرین حماقته زندگیم(...وقتی چشام روباز کردم دیدم تنهاتر ازهمیشه ام . عجب سگ جونیم من!3ومین بارو اخرین بار بود که خریت میکردم امادیگه یه جورایی حس بریدن از زندگی رو هم ندارم (ازخداهم ممنونم که اگه نمردم باز یه چیزیم نشدکه تا اخرعمر زجر بکشم اخه دکترا گفتن فلج میشم) حماقته تابستان۱۳۸۸
خودکشی مختص همه انسان ها نیست و ما جزء همه انسان هاییم پس خودکشی مختص ما نیست....
باید اینجور نوشت....
شاید ان روز که سهراب نوشت
تاشقایق هست زندگی باید کرد
خبری از دل پردرد یاس نداشت
باید اینجورنوشت
هرگلی که باشی چه شقایق و یاس و پیچک
زندگی اجبار است.......
وقتی صدای خوردشدنت زیرپای عابران نوای دلنگیزی است چه فرقی میکندکه برگ سبز کدامین درخت بوده ای؟؟؟!!!!!!
امروز داشتن از تو میگفتن تویی که انقد خوش اشتها بودی که هم منو میخواستی و هم دیگری انقد بهم دروغ گفتی که الان هرکی چیزی میگه باورش ندارم چقد دیر دستت واسم رو شدشایدم نه! چون همیشه خیانت و دروغاتو حس میکردم اما که چی؟؟؟؟ باز بایه قسم ماس مالیش میکردی.......دیگه بیخیال فقط باید ذ هنم رو ضد عفونی کنم اینجوری ازت پاک میشم یا یه انتی ویروس اپ دیت شده رو سیستم مخم که همش به خاطرتو هنگ میکنه نصب میکنم این روزا شیرهم راضیه بادمش بازی کنن اما با دلش نه......
کاش همیشه درکودکی میماندیم تا به جای قلب هایمان زانوهایمان زخم میشدند.........
شایدهیچ وقت نتونم کسی روبه اندازه تودوس داشته باشم وکسی نتونه جای توروبگیره اما جای خودشوکه داره !! بعد۸ماه جدایی ازتو دیگه یکی دیگه رو میخوام باخیانتت و رفتنت دیگه نتونستم باورت کنم...بای امروزتوکافی شاپ نشسته بودیم منو اون دقیقایه ساعت همش به هم نگا میکردیم بی هیچ حرفی تواین سرمای زمستون من بستنی خواستم اونم نه یکی سه تا اماتو کف اینم چطوسردم نشد!!!!!! بااون همه شیطونی و سربه هوایی اولین باری بود که بایه پسرمیرفتم بیرون اونم چون ارزششو داشت یه جورای ازاین سادگی وپاکیش خوشم میاد
انقدرباورت دارم که اگربگوی باران خیس میشوم
برای تا ابدماندن باید رفت! گاهی از قلب کسی... گاهی به قلب کسی............. یکی از بچه ها داشت از سکس بادوس پسرش وسقط یه بچه پاک هرزه واسمون میگف ..زندگی خودشه به ما ربطی نداره چیکارا کرده اما تومحرم به هم اتاقی هایی که میخندیدن و اصلاح یا ارایش میکردن فحش بارشون میکردکه شما جهنمی هستید؟؟؟؟؟؟!!!!!! داره حالم از این اعتقادای پوچ واینکه ذهن خیلی ها بی هیچ دلیلو منطقی تو1400سال پیش گیر کرده حالم به هم میخوره هنوز توکف کار امام حسینن بابابیخیال الان داره تو بهشت حال میکنه و پاداش فداکاری ها شو میگیره! ما که از پشت زیراب همو میزنیم و به جون دادن یه جوون توکوچه پس کوچه ها نگا میکنیم ماکه نمک روزخم هم میپاشیم.ماکه معنی انسانیت رونمیدونیم وحتی باخودمونیم بدهستیم دیگه این اعتقادا و تو سر خودمون زدنای الکی یعنی چی ها؟؟؟ که مثلا بگیم مسلمونیم! همه همینجوری هستیم!!!!!!! کارامون با افکارمون تناقض داره. از زمین............ تا............. اسمون
دردنیای که مردانش به نامردی عصا ازکورمیدزند من زخوش خیالی به دنبال محبت میگردم
سلام خوفففففید؟ من که این روزا الکی الکی خوشم ودارم بیخیالی طی میکنم دارم روزای مونده رو واسه رفتن از این جهنم کوچیک خط میزنم 16بهمن کلاسای دانشگاه شروع میشه راستی این چندماه ظهراساعت یک یا12ظهربیدارمیشم کاش میشداین پزشکا یه کلینیک ترک خواب باز کنن اگه سراغ دارید خبرم کنید؟؟؟؟ میدونی دلم ازچی گرفته از اینکه وقتی همه دنیاروسرم خراب شد توم گذاشتی رفتی روزای سختی بود انقد سخت که زورکی نفس میکشیدم وقتی توم تنهام گذاشتی پاک خودموباخته بودم اما میدونستم یه روز خودت برمیگردی یه روزمثه امروزومنم مثه همون روزکه تنهام گذاشتی ازت میگذرم..نه که تورونبخشیده باشمودوستت ندارم اما تصوردوباره وجودت کنارم اذیتم میکنه(اخ که چقد ادعا داشتی اما همش پوچ وخالی بود) خداحافظ
نبودن هیچ گاه به تلخی فراموش کردن یک بودن نیست........
اون روزای سخت هم گذشت روزای که تواوج سختی تنهام گذاشتی روزای که از دوستام خانواده همه کس وهمه چی بریده بودم بامعرفت توم تا فهمیدی دردم چیه راهتو کج کردی و رفتی!! منم سدراهت نشدم چون هیچ وقت نخواستم زورکی باهات باشم الان بعدچند ماه برگشته ومیگه بی تونمیتونم و میمیرم و..... منم بهش گفتم اون موقه که رفتی من بی تونمردم بروخیالت تخت توم نمیمیری(مرسی از عشق کاغذ یت).... خطم روهم عوض کردم این به اون در! بااینکه خیلی دوسش داشتم دیگه نخواستنمش! اخ که فراموش کردنت مثه خواستنت برام سخته عزیزم! دوستت دارم بی انکه بخواهمت.!!!!!!!!!!!!!!!
سبو بشکست و دل بشکست و جام باده هم بشکست خدایادرسرای ماچه بشکن بشکنه!!!!!!!! خیلی حس گندیه وقتی بعد۱۷سال تازه میفهمی زندگی کردن بااین نفس کشیدنای الکی فرق داره!! وقتی میفهمی گرگای آدمنما دوروبرت رو گرفتن و دم از دوستی میزنن!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! و وا۳ رسیدن به چیزای که میخوان اسون زیرپاتوخالی میکنن وصادقانه بهت خیانت میکنن..... وسخت تر از همه چی اینه آدمای بهم نارو زدن که دوسشون داشتم!! فردا۱۳شهریور۱۸سالم میشه تولدم مبارک..........
آدما بازی رو دوس دارن اما این تویی که بایدانتخاب کنی که اسباب بازیشون باشی یا هم بازی!!! |
|